
ایلام رویداد |مردم ایلام، صبحی آمیخته با اشک و غیرت را رقم زدند و پیکر شهید ستوانسوم احسان آقاجانی را با حضوری باشکوه و کمنظیر تا خانه ابدی بدرقه کردند؛ وداعی که به نمایش وحدت و وفاداری یک استان تبدیل شد.
✍فریبا میرزایی؛ صبح ایلام با بغض آغاز شد، بغضی که از کوچهها گذشت، به خیابانها رسید و در مصلای بزرگ شهر، به اشکهای بیامان مردمی گره خورد که آمده بودند تا یکی از فرزندان رشیدشان را تا آخرین منزل بدرقه کنند.
مراسم باشکوه تشییع پیکر شهید ستوانسوم احسان آقاجانی، جوانی که عصر شانزدهم دیماه در شهرستان ملکشاهی و در راه دفاع از امنیت مردم، مظلومانه به دست اغتشاشگران به شهادت رسید، صحنهای از وحدت، غیرت و وفاداری مردم ایلام بود؛ حضوری که نه با دعوتنامه، بلکه با دلها رقم خورد.
از ساعات اولیه صبح، سیل جمعیت به سمت مصلی ایلام روانه شد. پیر و جوان، زن و مرد، عشایر با لباسهای محلی، خانوادههای شهدا، نیروهای نظامی و انتظامی، همه آمده بودند؛ آمده بودند تا بگویند امنیت، هنوز در این دیار صاحب دارد.
تابوت شهید که بر دستان مردم قرار گرفت، فضا یکصدا شد؛ صلوات، اشک، فریاد «لبیک یا حسین(ع)» و نگاههایی که به تابوت دوخته شده بود، گویی هر کدام حرفی ناگفته داشتند. احسان، دیگر فقط فرزند یک مادر نبود؛ فرزند ایلام شده بود.
در میان این بدرقه تاریخی، صدایی آرام اما نافذ در مصلی طنین انداخت، حجتالاسلام والمسلمین کریمیتبار با اندوهی عمیق گفت: شهدای گلگونکفن از صدر اسلام تا امروز به شهادت رسیدهاند و آخرین شهید این کاروان، احسان عزیز ماست.
او شهادت این شهید جوان را تبریک و تسلیت گفت؛ از فرماندهی کل قوا و رهبر معظم انقلاب گرفته تا مردم ولایتمدار و نیروهای مسلح، و وقتی نام مادر شهید را برد، سکوت مصلی شکست؛ سکوتی که با گریهها در هم آمیخت.
وی تأکید کرد: شهادت، آرزوی رزمندگان ماست، کسانی که با عشق قدم در نیروهای مسلح میگذارند، دعایشان پیوستن به کاروان سید و سالار شهیدان است.
و چه عجیب که این جمله، درست به احسان میآمد؛ همان جوانی که ذکر زبانش آرزوی شهادت بود و سرانجام، مظلومانه جانش را برای امنیت مردم، دین، ناموس و خاک وطن فدا کرد.
امام جمعه ایلام، با صراحت از جنگ رسانهای دشمن سخن گفت و افزود: رسانههای خارجی تلاش میکنند چهره ایلام ولایتمدار را دگرگونه جلوه دهند، اما این حضور پرشور مردم، هویت واقعی استان را نشان داد.
وی با تأکید بر عادی بودن شرایط استان ادامه داد: مدارس باز است، تردد عادی است و مردم شجاع ایلام هرگز اجازه نخواهند داد این استان جولانگاه ضدانقلاب شود.
در ادامه مراسم، حجتالاسلام والمسلمین احمد امینی رئیس عقیدتی سیاسی انتظامی استان ایلام، پشت تریبون قرار گرفت؛ صدایی محکم و کلامی سرشار از یقین.
وی گفت: ملت شریف ایران هرگز از عهدی که با انقلاب اسلامی بسته، کوتاه نخواهد آمد و حضور پرشور مردم در این تشییع را سندی روشن بر وفاداری ملت به آرمانهای امام خمینی(ره)، رهبر معظم انقلاب و راه شهدا دانست.
رئیس عقیدتی سیاسی انتظامی استان ایلام، شهید احسان آقاجانی را جوانی مؤمن، شجاع و پاکسرشت توصیف کرد؛ جوانی که تا آخرین لحظه بر عهد خود ایستاد و جانش را فدای امنیت مردم کرد.
سخنانش که به پایان رسید، نگاهها دوباره به تابوت شهید برگشت؛ گویی همه میدانستند این راه، ادامه دارد.
پس از خاکسپاری؛
اما اوج روایت، جایی بود که کلمات دیگر توان توصیف نداشتند…
صدای مادر
نالههای مادرانه هنوز در گوش زمان میپیچد:
«چطور تنهات بزارم و برم پسرم…»
احسان فقط ۲۷ سال داشت؛
اما مردانگیاش به وسعت تاریخ بود.
مادری که داغدار بود، اما سرافراز؛
فرزندش را با اشک و صبر
به دستان حضرت علیاکبر(ع) سپرد
و آرام گفت:
«امانتت را سالم آوردم…»
لحظه خاکسپاری، زمین هم انگار طاقت نداشت. مردم، مشتهای گرهکرده و دلهای شکستهشان را به آسمان سپردند. احسان رفت…
اما امنیت، هنوز مدیون نفسهای آخر اوست.
ایلام آن روز فقط تشییع نکرد؛
ایلام، ایستاد.
انتهای پیام/